بابا صفرى
377
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
بيان مىكند و شايعات مخالفان را در باب اينكه بلشويكها آن پول را در اختيار حاج بيوك آقا گذاشتهاند تا با آن مرام كمونيستها را در اردبيل رواج دهد شرح ميدهد و اضافه مىكند « اين شايعات با دستاويزهاى قبلى ، عناوين عمدهاى براى مخالفين واهبزاده شد و ( كلمهء طلا و پول مثل گوجهء ترش كه آب در دهن انسان مياندازد ) از ملا و سيد و شيخهاى آسمان جل گرفته دهنشان با اسم واهبزاده و طلاى هنگفت آب ميافتاد و بعد از آمدن باردبيل و سكونت در حجره ، متصل جلوى حجره رژه ميدادند و بعضا سخنان پرت و پلا ميگفتند و يكى از آنها شادروان سيد عرب بود . خيلى مايل و شائق بودند كه از آن نمد كلاهى داشته باشند . بهرحال بقول شادروان شاعر ملى معروف يوسف دلخون ضياء : فرقهء جور مخالف كفر و كين دن مختلط * درهم و دينار ايچون اسلامى كج اوينار غلط هكذا هر عصرده دنيا پرستلر بو نمط * دين آديله ايليور مقصودين اجرا دور گيدك « 1 » سيد عربها و سيد افتخارها و ساير شيوخ نهروان دين و ديندارى را عنوان نموده جدا ميخواستند با گرفتن از آن ليرهها از واهبزادهء بيدين ، دين را مصون داشته ) آباد نمايند » . بنا بنوشتهء ايشان واهبزاده پيش از آن نيز فعاليتهاى چشمگيرى با كميتهء مركزى دموكرات اردبيل داشته و اين زمانى بوده است كه قشون تزارى روس هم در اردبيل استقرار يافته با هرگونه افكار آزاديخواهى بشدت مخالفت مينمود . در آنعهد او « از طرف - پوليسه مستر ( رئيس دژبانى قشون روس در اردبيل ) - تهديد شده بود كه دست از فعاليتها و اقدامات آزاديخواهانه بردارد ولى هرگز از پاى ننشسته در فداكارى
--> ( 1 ) - يعنى فرقهء ستم و جور كه از مخالفان دين و از كافران مركب است براى خاطر سيم و زر اسلام را كج تعبير مىكنند و با آن بغلط بازى مينمايند . همچنين دنيا پرستها در هر عصر و دورهاى به همين نحو و بنام دين مقاصد خود را اجرا مىكنند ( حالا كه چنين است ) برخيز برويم .